نگرانی آیت‌الله جنتی از گرانی‌ها و مشکلات اقتصادی

به گزارش جهان نیوز، آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در دیدار اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی با تسلیت سالروز شهادت حضرت امام محمدباقر(ع) گفت: اسلام، به‌ویژه فقه پویای شیعه، مدیون ائمه اطهار(ع) است؛ چرا که اگر آنها در مقابل حکومت‌های جور بنی‌امیه و بنی‌عباس مقاومت نمی‌کردند و رنج تبعیدها و زندان‌ها را به جان نمی‌خریدند، اکنون چیزی از اسلام باقی نمی‌ماند. وی خطاب به اعضای کمیسیون برنامه و بودجه اظهار کرد: شاهرگ حیات اقتصادی کشور مسئله برنامه و بودجه است و شما هم موظف هستید به وظیفه الهی و قانونی خود عمل کنید. دبیر شورای نگهبان با اظهار نگرانی از کمبودها، گرانی‌ها و مشکلات اقتصادی مردم، افزود: این مردم عزیز که همیشه وفادار نظام و انقلاب بوده‌اند مستحق خدمت هستند و باید برنامه‌ریزی شما تحت تأثیر هیچ شخص و جریان سیاسی نباشد تا رفاه حداقلی برای مردم برقرار شود و این امکان‌پذیر نیست، مگر اینکه جز حق و حقیقت مدنظر نمایندگان مجلس نباشد. آیت‌الله جنتی با انتقاد از اجرایی نشدن اصل 44 قانون اساسی به‌ صورت کامل، اضافه کرد: قرار نبود دولت متصدی امور اقتصادی باشد و باید فقط نقش حاکمیتی داشته باشد و مجلس به وظیفه نظارتی خود به صورت جدی در این زمینه عمل کند تا اصل 44 به صورت دقیق اجرایی شود تا بخش خصوصی بتواند بهتر از قبل موتور اقتصادی کشور را حرکت دهد. وی نسبت به استفاده از اوراق مالی تعهدزا در امور جاری کشور انتقاد کرد و افزود: این مسئله موجب شده است که بدهی‌افزایی ایجاد شود؛ چرا که اوراق مالی اصولاً باید در موضوعات عمرانی هزینه شود. دبیر شورای نگهبان نظارت بر عملکرد دولت را وظیفه نمایندگان مجلس شورای اسلامی دانست و تأکید کرد: شما نمایندگان نزد خدا و مردم مسئولید و به یاد داشته باشد این دوره 4 ساله می‌گذرد و نتیجه اعمال شما تا همیشه خواهد ماند. آیت‌الله جنتی قانون بودجه کشور را مصوب سال 1351 دانست و گفت: این قانون جوابگوی نیازهای فعلی کشور نیست و باید اصلاح شود. دبیر شورای نگهبان در پایان با تأکید بر اجرایی شدن برنامه‌های 5 ساله کشور اضافه کرد: مهم‌ترین راه‌حل برون‌رفت از مشکلات کشور توجه جدی و عملی به اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی است. منبع: تسنیم

پاسخ‌ وزارت خارجه به ابهامات رژیم حقوقی خزر

به گزارش جهان نیوز، موافقتنامه کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر که روز 21 مرداد 1397 به امضای سران پنج کشور ساحلی ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان رسید، با واکنش بسیاری از سوی کارشناسان سیاسی و حقوقی همراه شد. برخی حقوقدانان به استناد دو قرارداد 1921 و 1940 میلادی و مفاد موجود در آنها، اعتقاد به سهم 50 درصدی ایران در دریای خزر داشته و ضمن اشاره به مندرجات قراردادهای مزبور بر تساوی کلیه حقوق دو کشور ایران و شوروی سابق تأکید کردند. بر این اساس، وزارت امور خارجه بر پایه استدلال های حقوقی و قانونی و با هدف تنویر افکار عمومی کشورمان به این پرسش ها و شبهات پاسخ داده است که اهم مطالب مطروحه به شرح ذیل می باشند: 1- بر اساس قراردادهای 1921 و 1940، تمامی حقوق دو کشور مساوی بوده وعملاً در طول تاریخ، دریای خزر بین ایران و روسیه (و شوروی) مشترک بوده است. در این باره چه نظری دارید؟ همان گونه که بارها اعلام شده است، در هیچیک از دو قرارداد فوق الذکر، هیچگونه صراحتی در خصوص سهم برابر یا تقسیم مساوی یا شراکت مشاع در دریا وجود ندارد. اصولاً در هر دو قرارداد در خصوص تقسیم دریا بین ایران و شوروی، مطلبی بیان نشده است. 2- در بند 3 فصل سوم معاهده 1921 ایران و روسیه آمده است که طرفین با حقوق مساوی از رودخانه اترک و سایر رودخانه‌ها و آب های سرحدی بهره‌مند خواهند شد. اگر اترک و سایر رودخانه ها را کنار بگذاریم، چه آب دیگری به جز دریای خزر می‌ماند؟ لذا منظور از آبهای سرحدی همان دریای خزر است! چگونه است که در بند مزبور، از رودخانه کم آب اترک نام برده شده ولی از دریای بزرگ و مهمی چون خزر نام برده نشده است؟ به جز اترک و رودخانه ها، آب‌های سرحدی دیگری هم نظیر: مخازن و سدها، برکه‌ها، چشمه ها، نهرها، آب انبارها و غیره داریم که اتفاقاً به آنها تصریح شده است. به هر حال، در این بند، از خزر صریحاً نام برده نشده و تصریح ندارد؛ پس در این خصوص تنها می‌توان به تفسیرهای مختلف بسنده کرد و بنابراین، فرضیه ارائه شده صحیح نیست. همچنین کمیسیون مربوطه تاکنون 10 بار تشکیل جلسه داده و در خصوص تمام رودها، نهرها، مخازن و سایر موضوعات تصمیم گیری قطعی شده، لیکن در خصوص خزر هیچ موردی ذکر نشده است. این امر موید آن است که منظور از آبهای ساحلی، خزر نبوده است. 3- منظور از آب های سرحدی شده چیست؟ در همه قراردادهای مرزی که بین دو کشور امضاء شده است، هر جا ذکر آب های‌ سرحدی آمده، منظور همان رودخانه‌ها، نهرها، مخازن (سدها)، آبگیرها، چشمه ها و غیره بوده‌ است. 4- بر اساس فصل یازدهم قرارداد منعقده در سال 1921 ، طرفین رضایت داده اند هر دو بالسویه حق کشتیرانی آزاد در زیر پرچم های خود در دریای خزر را داشته باشند. آیا این به معنای حقوق تساوی نیست؟ در عبارت فوق فقط «کشتیرانی آزاد» و «اصل پرچم» مشخص می‌شود و در مورد تقسیم خزر (چه مساوی و چه غیر مساوی) به مورد خاصی اشاره نشده است. 5- در حال حاضر ایران در اکثر مناطق دریایی دنیا حق کشتیرانی آزاد و حتی بالسویه دارد. آیا این به معنی حق حاکمیت و مالکیت بالسویه ایران در آن مناطق است؟ اگر اینچنین می باشد، وضعیت ایران در دریای خزر چگونه است؟ اولاً باید دانست که در موافقتنامه فوق الذکر، فقط 3 فصل و یک بند به خزر اختصاص دارد. ثانیاً در برخی از فصول، حقوق کاملاً مساوی نبوده و این ادعا درست نیست. چرا که برخی فصول کاملاً یک طرفه و به نفع روسیه بوده است. 6- با توجه به اینکه در قرارداد 1940 همه حقوق به شکل مساوی ذکر شده است، چرا تاکنون شرایط به شکل دیگری دنبال می شود؟ باید اشاره کنیم که از طرف ایران وزیر امور خارجه و کفیل وزیر بازرگانی قرارداد مزبور را امضاء کرده اند و از طرف شوروی سفیر و وابسته بازرگانی آن کشور در تهران!! در ثانی، عنوان قرارداد فوق: «قرارداد بازرگانی و بحر پیمایی» است و نه قرارداد مرزی. بنابراین طرح این موضوع که همه حقوق به شکل مساوی می باشد صحیح نبوده و به هیچ وجه مسائل مرزی را در بر نمی گیرد. 7- در بند 1 ماده 12 قرارداد 1940 آمده است «با کشتی هائی که زیر پرچم یکی از طرفین در دریای خزر سیر می‌نمایند در بندرهای طرف متعاهد دیگر چه در حین ورود و چه در مدت توقف و چه در زمان خروج از هر حیث، مثل کشتی های کشوری رفتار می‌شود» آیا این نیز به معنای حقوق برابر نمی باشد؟ از بندهای فوق صرفاً برای اصل برابری در مقررات بندری بهره گیری شده است، نه مسایل مرزی و حاکمیتی. از سوی دیگر این مواد فقط در ظاهر به نفع ایران بود چرا که در واقع ایران در خزر هیچ کشتی نداشت و فقط کشتی‌های شوروی به حمل و نقل کالا مبادرت می‌کردند و آنان از معافیت‌ها استفاده می نمودند نه ایران. این در حالی است که اولین کشتی ایران (به معنای واقعی کلمه کشتی) در سال 1368 وارد خزر شده است. مضافاً اینکه طبق بند 3 ماده 12 به شوروی و ایران به صورت متقابل حق کابوتاژ برای حمل کالا و مسافر اعطا شده بود که در عمل فقط شوروی می توانست به این اقدام مبادرت نماید. 8- بر اساس بند 4 ماده 12 قرارداد فوق، «هر یک از طرفین، ماهی گیری را در آب های ساحلی خود تا حد 10 مایل دریایی به‌کشتی های خود اختصاص داده و این حق را برای خود محفوظ می‌دارند که واردات ماهی‌های صید شده از طرف کارکنان کشتی هایی که زیر پرچم آنها تردد می‌نمایند را از تخفیفات و مزایای خاصی بهره‌مند سازند» در این خصوص چه دلایلی موجود است؟ طبق بند 4 ماده 12، یک محدوده 10 مایلی صرفاً برای ماهی گیری انحصاری به هر دو کشور اعطاء شده بود. طبق این بند، منطقه انحصاری شیلاتی شوروی حدود 7 برابر ایران تعیین شده بود. مبنای کار برای تعیین این محدوده و مشخص کردن مساحت آن، طول سواحل بوده که طول سواحل شوروی بین 6 تا 7 برابر بیشتر از طول سواحل ایران بوده است. 9- در ماده 13 قرارداد منعقده در سال 1940 آمده است: طرفین موافقت دارند که در تمام دریای خزر، کشتی هایی جز کشتی های متعلق به ایران یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و یا متعلق به اتباع و بنگاه های بازرگانی و حمل و نقل کشوری یکی از طرفین که زیر پرچم دو کشور تردد می‌نمایند، نمی‌توانند رفت و آمد داشته باشند» بنابراین می توان برداشت کرد که این امر، حاوی سهم مساوی برای دو کشور بوده است. ماده 13 قرارداد بسیار خوب است، ولی دلالتی بر تقسیم سهم، آن هم به میزان 50 درصد ندارد. این موضوع، فقط مؤید ممنوعیت حضور با پرچم ثالث است. در ماده 14 نیز متقابلاً گواهینامه های صادره یکدیگر در امر کشتیرانی مورد پذیرش قرار گرفته است. ولی به هیچ وجه بر تقسیم و مرزبندی اشاره ندارد. حتی ماده 15 هم صرفاً به اقدامات بهداری در کشتیرانی در خزر و کالاها اشاره کرده و صریحاً یا تلویحاً اشاره‌ای به تقسیم و مرزبندی ندارد. 10- طبق ماده 16، این قرارداد سه ساله است و با اخطار 6 ماه قبل، قابل فسخ می‌باشد. آیا این ماده ضمانت اجرایی دارد؟ هر کدام از کشورهای ساحلی حتی ایران و روسیه می توانند با اعلام 6 ماه قبلی، به این قرارداد خاتمه دهند. 11- یکی دیگر از مواردی که به سهم 50 درصدی ایران اشاره دارد، نامه ضمیمه قرارداد 1940 می باشد که در آن آمده است: «نظر به اینکه دریای خزر که طرفین آن را دریای ایران و شوروی می‌دانند برای دو طرف دارای اهمیت خاصی می‌باشد، موافقت حاصل است که دو دولت، اقدامات لازمه را به عمل خواهند آورد تا اتباع کشورهای ثالث که در کشتی های دو کشور و در بندرهای واقع در دریای خزر مشغول خدمت هستند، از خدمات و توقف خود در کشتی ها و بنادر مزبور برای مقاصدی که خارج از حدود وظایف محوله به آنها باشد استفاده ننمایند.» این مورد نیز مشمول تساوی حقوق نمی شود؟ در نامه فوق بر خلاف آنچه که مشهور شده و در اغلب کتابها، مقاله ها و سخنرانی ها ذکر می‌شود، واژه «مشترک» نیامده است. از این نامه فقط جهت اهمیت و تعلق دریا به دو کشور ساحلی و عدم فعالیت سوء اتباع کشورهای ثالث علیه یکدیگر بهره گیری می شود و نه مالکیت مشترک؛ آن هم از نوع 50 درصدی. ضمن آنکه بند مزبور در حال حاضر برای جمهوری اسلامی ایران بسیار خوب و مثبت است ولی در زمان شاه که آمریکایی ها در ایران حضور داشتند، به نفع شوروی بود. 12- بر اساس نامه کمیسیر ملی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1927 در رابطه با تسلیم بندر انزلی، دولت اتحاد جماهیر شوروی از دولت ایران خواهش می کند که منفعت مشترک در دریای خزر را در نظر گرفته و طی مدت 25 سال جز مستخدمین و کارگران اداره بندر، از اتباع غیر ایرانی استفاده نکند. از موضوع انحصار دریای خزر به دو کشور صرفاً اینگونه برداشت می شود که نباید طرف ثالثی در آن راه یابد. البته این ماده در آن زمان به ضرر ایران بود و مغایر با حاکمیت ایران به شمار می رفت و به نوعی دخالت در امور داخلی ایران محسوب می شد. ضمن آنکه مدت ذکر شده 25 سال نیز منقضی شده است. 13- به هر حال، روح کلی معاهدات، حاکی از برابری و تساوی حقوق و مشاع است. چنین چیزی صحت ندارد. بررسی های فوق به وضوح نشان داده که نه تنها روح کلی دو قرارداد فقو الذکر بر برابری، تساوی و مشاع استوار نبوده، بلکه در موارد عدیده یک جانبه به نفع شوروی نیز بوده است. همچنین می توان گفت، علاوه بر اینکه همواره تساوی حقوقی برقرار نبوده، بعضاً شرایط به گونه‌ای رقم خورده که متناسب با طول ساحل هر کشور اقدام شده است. 14- شوروری فرو پاشید. ایران که سر جای خود باقی است. آیا فروپاشی شوروی باید بر سهم ایران تاثیر بگذارد؟ قرارداد 1921 بین ایران و روسیه منعقد شده است. آن زمان هنوز کمونیست ها با مخالفت روس های سفید مواجه بودند و کشور شوروی رسماً تشکیل نشده بود. شوروی سابق رسماً در سال 1922 تشکیل شد. آذربایجان یک سال و ترکمنستان نیز 2 سال بعد به شوروی پیوستند. عنوان قرارداد نیز قرارداد مودت ایران و روسیه است. حال، روسیه نیز می تواند ادعای 50 درصد نماید ولی چنین نمی‌کند و نکرد و به سهم زیر 19 درصدی در بستر و در ادامه به سهم بسیار کمتر از این در منابع نفت و گاز بسنده کرد. از سوی دیگر بنا به فرض، در صورت اختصاص سهم 50 درصدی برای ایران، دو کشور ساحلی اصلاً نباید سهمی از دریا داشته باشند و باید در ساحل، دیواری کشید تا از حضور آنان ممانعت کرد! 15- آیا اصولاً می توان کاری کرد که خزر تقسیم نگردد تا با این مشکل مواجه نشویم؟ در تمام نظام های حقوقی، هر مالکی می‌تواند شراکت خود را به هم بزند مگر آنکه قبلاً و صریحاً ملزم به عدم تقسیم شده باشد. در خزر اینگونه نیست. در حال حاضر 4 کشور دیگر خواهان تعیین سهم هستند و ایران نمی‌تواند این امر را نپذیرد. 16- در نقشه های چاپ شده در کتاب های درسی زمان شاه و بعد از انقلاب، نیمی از خزر ترسیم شده است. آیا این به معنی سهم 50 درصدیایران نیست؟ اولاً آنچه در نقشه های زمان شاه و حتی بعد از انقلاب از ایران چاپ می‌شد، صرفاً حدود یک پنجم یا یک ششم خزر را شامل می‌شد و نه 50 درصد خزر. لذا این ادعا صحت ندارد. ثانیا در صورت صحت نیز چاپ یک جانبه یک نقشه نمی‌تواند ادعاهای یک جانبه کشوری را مدلل سازد؛ کما اینکه شوروی نیز سهم ایران را در تمام نقشه‌ها خط «حسینقلی – آستارا» ترسیم می‌کرد. ثالثاً همواره در نقشه‌های ترسیمی در ایران بخش‌هایی از کشورهای همسایه نیز ترسیم شده‌اند. آیا این اقدام به معنی تعلق آن بخش از آن کشور، به ایران است؟ در پایان باید گفت که در نقشه‌های چاپ ایران تمام «خلیج فارس» و «دریای عمان» نیز به تصویر کشیده شده اند. آیا این امر دلیل تعلق همه خلیج فارس به ایران است؟ منبع:تسنیم

مدال تاریخی شمشیربازی سابر برای ایران

به گزارش جهان نیوز،علی پاکدامن، ستاره این روزهای تیم ملی شمشیربازی سابر در حالی به مدال ارزشمند برنز بازی‌های آسیایی دست یافت که نتیجه‌ای تاریخی از خود به جا گذاشت. آخرین مدال‌آوری شمشیربازان این اسلحه در بازی‌های آسیایی به ۴۴ سال قبل جایی که تهران میزبان بزرگترین رویداد ورزشی قاره بود برمی‌گردد. ایران در این بازی‌ها به دو‌مدال نقره و برنز رسید. علی پاکدامن با این نتیجه اولین مدال انفرادی این اسلحه را از بعد از انقلاب در بازی‌های آسیایی رقم خورد. نسل نوظهور شمشیربازی سابر ایران که هدایت آن بر عهده پیمان فخری، مربی جوان و کاربلد است در دوره قبل بازی‌های آسیایی نیز بعد از 40 سال به مدال نقره تیمی دست یافت. تیم ملی سابر روز پنجشنبه باید در رقابت‌های تیمی بازی‌های آسیایی به میدان برود. منبع: فارس

افشای گفت‌وگوی شاه اردن با ترامپ

به گزارش جهان نیوز، کانال ۱۰ تلویزیون رژیم صهیونیستی فاش کرد که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در دیدار اخیرش با «عبدالله دوم» شاه اردن در واشنگتن (۲۵ جولای) پاسخ تمسخرآمیزی به سخنان وی درباره تشکیل کشور فلسطین داده است. طبق این گزارش، ترامپ در پاسخ به سخنان عبدالله دوم درباره تشکیل دولت یکپارچه و دو ملیتی فلسطین به جای تشکیل دو دولت در سرزمین اشغالی، گفته است: «در آن صورت ظرف مدت چند سال نخست‌وزیر اسرائیل شخصی به نام محمد خواهد بود». روزنامه الکترونیکی «رأی‌الیوم» به نقل از کانال ۱۰ تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش داد که عبدالله دوم اخیرا در «امان» (پایتخت اردن) با «جان ایو لودریان» وزیر خارجه فرانسه دیدار و جزئیات دیدار اخیرش با ترامپ را برای وی تشریح کرد و گفت که : «به ترامپ گفتم که بسیاری از جوانان فلسطینی دیگر علاقه‌ای به راه‌حل دو دولت ندارند بلکه خواهان زندگی در دولت واحد با اسرائیلی‌ها هستند تا حقوق برابری با آنها داشته باشند». به گفته شاه اردن، ترامپ پاسخ تمسخرآمیزی به این سخن وی داده و گفته است: «آنچه می‌گویی منطقی است و در صورت اجرای سناریوی دولت واحد، طی چند سال آینده نخست‌وزیر اسرائیل شخصی به نام محمد خواهد بود». عبدالله دوم همچنین به ترامپ گفته که اگر خواهان مقبولیت طرح صلح خود [معامله قرن] است بایستی آن را ابتدا به کشورهای اروپایی و عربی ارائه کند تا ملاحظات خود را بیان کنند اما متأسفانه ترامپ تا کنون این کار را نکرده است. برخی منابع دیپلماتیک فرانسوی نیز در این باره گفتند که شاه اردن از ترامپ برای طرح معامله قرن مهلت خواسته است به خصوص اینکه موانع زیادی بر سر راه این طرح وجود دارد. بر اساس این گزارش، ترامپ در پاسخ به عبدالله دوم بر پایبندی به روند سازش در غرب آسیا و پیگیری آن تأکید کرده و گفته است: «اگر دولت من موفق به تحقق صلح نشود دیگر در هیچ دولت آمریکایی دیگر این صلح محقق نخواهد شد». تلویزیون رژیم صهیونیستی همچنین گزارش داد که یک منبع عالی‌رتبه اسرائیلی و یک مسئول سابق آمریکایی صحت این اظهارات را تأیید کرده است. معامله قرن یا توافق نهایی، طرحی به پیشنهاد دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی و حمایت عربستان، برای پایان منازعه اسرائیل با فلسطین و مقدمه‌ای برای عادی‌سازی روابط عربی اسرائیلی است. در این طرح و مذاکرات بعدی، مسئله آوارگان با «وطن جایگزین» در خارج از فلسطین اشغالی حل و «حق بازگشت» آوارگان فلسطینی به کشورشان برای همیشه لغو می‌شود. پیشتر، اردن از اینکه نقش او در این طرح کمتر دیده شده و عربستان بدون مابه‌ازاء در حال دادن امتیازهای بزرگ از جانب فلسطینی‌ها و جهان عرب و اسلام به رژیم صهیونیستی است، ناراضی بود. منبع: فارس

پامپئومتوهم است،ایران زیرسلطه آمریکادرنخواهدآمد

به گزارش جهان نیوز، تحلیلگر «میدل ایست آی» اخیرا در گفت‌و‌گو با خبرگزاری روسی «اسپوتنیک» درباره شکل گرفتن کمیته ویژه اقدام ایران در وزارت خارجه آمریکا گفت، آمریکا چهاردهه است که امور ایران را با دقت زیرنظر دارد و با برپایی ناآرامی‌ها در امور داخلی این کشور مداخله می‌کند. وی ادامه داد، آمریکا با شعله ورکردن ناآرامی‌ها به عنوان بخشی از سیاست پنهان تغییر نظام ایران در تلاش است و فکر نمی‌کنم شکل گرفتن این گروه چیزی غیر از ادامه سیاست‌های شکل گرفته آمریکا علیه ایران باشد. وی در ادامه گفت، هر تحلیلگری می‌داند که سیاست اعلام نشده آمریکا در قبال ایران تغییر ساختار سیاسی این کشور و به منظور ایجاد وضعیتی سیاسی است که بتواند این کشور را متحد خود کند و به وضعیت قبل از سال 79 میلادی برگرداند. وی در ادامه درباره رویکردهای «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا در قبال ایران نیز گفت، بی‌شک دولت کنونی آمریکا جنگ طلب‌تر از دولت‌های قبلی و به طور قابل توجهی از «جورج دابلیو بوش» رئیس جمهور پیشین آمریکا هم جنگ طلب‌تر است. به دنبال خروج «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا از برجام، پامپئو 12 درخواست را مطرح کرده که کاملا مضحک هستند زیرا این درخواست‌ها در واقع برای تسلیم شدن ایران بوده تا این کشور تحت سلطه آمریکا شود. البته این موردی است که هرگز محقق نمی‌شود. ایران قصد عقب نشینی از سیاست‌های منطقه‌ای خود، حمایت از دولت سوریه و گروه‌های مقاومت در منطقه را ندارد. وی ادامه داد، ایران از برنامه موشکی خود عقب نشینی نمی‌کند زیرا این برنامه به عنوان یک بازدارنده دفاعی برای ایران لازم است و برنامه موشکی راهبردی بازدارنده ایران، برای ایستادگی برابر عربستان و (رژیم) اسرائیل است. تحلیلگر میدل ایست آی در خاتمه گفت، نسخه خطرناک پامپئو علیه ایران یک «توهم» است و به واقعیت مبدل نمی‌شود. ایران، لیبی یا عراق نیست. ایران کشور ضعیفی نیست. شاید ایران با مشکلات اقتصادی و برخی موارد دیگر مواجه باشد، اما در واقع ساختار ریشه‌دار و مشروع دارد. ایران کشوری بزرگ با 80 میلون جمعیت است و در خاتمه کلام باید گفت که آمریکایی‌ها در رسیدن به اهداف خود موفق نمی‌شوند. منبع: فارس

بانک مرکزی ۶۲ تن طلا را حراج کرد!

به گزارش جهان نیوز، احمد توکلی، رئیس هیئت‌مدیره سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت با حضور در برنامه «انعکاس» در پاسخ به سؤال رادیو گفت‌وگو در رابطه با نقش رسانه‌ها در مبارزه با مفاسد اقتصادی اظهار کرد: در اقتصاد تعریفی داریم که می‌گوید اگر بازار شیشه‌ای باشد و همه افراد از اطلاعات لازم برخوردار باشند، بازار به نقطه کارا می‌رسد.» وی این روند را موجب از میان رفتن اغوا و فریب در بازار دانست و افزود: «برای زندگی در نظام مردم‌سالار رفتار سیاست‌مداران باید به‌روشنی تبیین شود و مردم ضمن دریافت قدرت [انتخاب]، افراد بهتری را برای تصدی‌گری انتخاب کنند.» توکلی اولین قدم در شفاف‌سازی را آگاهی از وقوع منکرات [اقتصادی] در کشور دانست و ادامه داد: «در این میان نقش رسانه‌ها تعیین‌کننده است و رسانه زمانی بر این مهم فائق می‌آید که آزاد و مستقل باشد!» این نماینده اسبق مجلس در ادامه گفت‌وگو با رادیو گفت‌وگو، دادن اطلاعات صحیح را در شیشه‌ای شدن فضای رسانه‌ای کشور مهم عنوان و تصریح کرد: «اطلاعات نادرست بازار سیاست را تیره‌وتار می‌کند و اگر رسانه ابزاردست افراد فاسد باشد، [تأثیر منفی خواهد گذاشت].» توکلی با ابراز تأسف از اینکه رسانه‌ها در کشورمان مدافع منافع گروه‌های خاصی هستند و گاه با دروغ اهداف خود را پیش می‌برند، گفت: «به‌عنوان‌مثال وزارت راه و شهرسازی باید سامانه‌ای برای خانه‌های خالی طراحی می‌کرد و فقط در سال اول ۳۲۰ میلیارد تومان به سیستم مالیاتی کشور ضرر زد؛ اما می‌بینیم برخی رسانه‌ها از وزیر راه دفاع کردند!» رئیس هیئت‌مدیره سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت در رابطه با اقدامات این سازمان در رابطه با پول ملی اظهار کرد: «بانک ملی درحالی‌که می‌داند ۱۴ مرداد تحریم‌ها تشدید می‌شود و از طریق مجرای سامانه‌ای قادر به تجارت طلا و دلار نخواهیم بود، ۲۰ میلیارد دلار و ۶۲ تن طلا را حراج کرد.» توکلی با بیان اینکه اسامی آن‌هایی که ارز دریافت کرده‌اند باید روی صفحه مانیتور بانک مرکزی درج شود، تأکید کرد: «در این صورت ۸۰ میلیون ناظر در بالاترین سطح [از قضایای ارز و سکه اطلاع می‌یابند] ولی بانک مرکزی از این کار امتناع کرد.» وی افزود: «برخی رسانه‌ها این شفافیت را تقویت و برخی رسانه‌ها از بانک مرکزی دفاع کردند؛ چراکه بانک مرکزی در نشست‌ها به [برخی] خبرنگاران سکه هدیه می‌دهد و مسافرت‌های خارجی هم برای آن‌ها ایجاد می‌کند!» منبع:مهر

پمپئو برای چهارمین‌بار به کره‌شمالی سفر می‌کند

به گزارش جهان نیوز، «جان بولتون» مشاور امنیت ملی آمریکا در مصاحبه با شبکه اِی‌بی‌سی در اظهاراتی اعلام کرد: پمپئو به زودی به کره شمالی سفر می‌ کند. بر اساس اعلام مشاور امنیت ملی آمریکا، وی برای چهارمین بار عازم پیونگ یانگ خواهد شد. «جان بولتون» در این خصوص گفت: فکر می کنم، پمپئو برای چهارمین بار به زودی به پیونگ یانگ بازخواهد گشت. وی در ادامه اضافه کرد که او و ترامپ انتظار دارند پمپئو در جریان این سفر مذاکرات مستقیمی با کیم جونگ اون رهبرکره شمالی داشته باشد. منبع: مهر

سکه و ارز بازهم گران شد + جدول

به گزارش جهان نیوز، در معاملات امروز بازار تهران بهای سکه افزایش یافت. سکه طرح جدید با 132 هزار تومان، سکه طرح قدیم 22 هزار تومان، نیم‌سکه 32 هزار تومان و ربع سکه هزار تومان افزایش قیمت داشت. بهای هر گرم طلای 18 عیار با 170 تومان کاهش قیمت 290 هزار و 890 تومان افت کرد. اونس طلا (هر اونس معادل ۳۱.۱۳۲گرم) با 87 سنت افزایش 1185 دلار و 62 سنت شد. در بازار ارز، دلار با 160 تومان افزایش 10 هزار و 450 تومان، یورو با 198 تومان رشد 12 هزار تومان و درهم با رشد 44 تومانی 2853 تومان به فروش رسید. طلا و ارز قیمت میزان تغییر قیمت سکه طرح جدید 3،848،000 تومان 132،000+ تومان سکه طرح قدیم 3،405،000 تومان 22،000+ تومان نیم سکه 1،774،000 تومان 32،000+ تومان ربع سکه 903،000 تومان 12،000+ تومان سکه گرمی 492،000 تومان 1000+ تومان هر گرم طلای 18 عیار 290،890 تومان 170- تومان اونس طلا 1185.62 دلار 0.87+ دلار یورو 12،000 تومان 198+ تومان پوند 13،427 296+ تومان درهم 2853 تومان 44+ تومان منبع: فارس

چرا ترامپ با جامعه اطلاعاتی آمریکا در افتاده است؟

به گزارش جهان نیوز به نقل از ایسنا، روزنامه گاردین در مطلبی نوشت: برای دو سال، دونالد ترامپ به صورت کلی به جامعه اطلاعاتی آمریکا بر سر موضوعاتی چون جنگ عراق، هیلاری کلینتون، مایکل فلن و پرونده موسوم به استیل و مهمتر از همه تحقیقات روسیه تاخته است. گاها اعضای سابق امنیت ملی آمریکا هم در رسانه‌های اجتماعی پاسخ می‌دهند. جان برنان، مدیر سابق سیا، رئیس‌جمهوری آمریکا را ابله و خائن خوانده و در سخنانی به یاد ماندنی گفته است: نالایق‌سالاری شما در حال فروپاشی است. این روزنامه انگلیسی ادامه داد: اما تصمیم روز چهارشنبه ترامپ برای لغو مجوز امنیتی برنان زمزمه‌های مخالفت را به جنگی تمام عیار تبدیل کرده و صدای سه نسل از مقام‌های اطلاعاتی سابق آمریکا را درآورده است. یک طرف نبرد رئیس‌جمهوری آمریکاست که اعتقاد دارد یک دولت عمیق (دولت پنهان) مخفیانه زندگی آمریکایی‌ها را کنترل می‌کند. در طرف دیگر هم جمعی از مقام‌های اطلاعاتی ارشد و مقام‌های امنیت ملی سابق از دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه وجود دارند که فقط کم مانده است که علنی بگویند رئیس‌جمهوری کنونی ایالات متحده آمریکا تهدیدی برای امنیت ملی است. تیم وینر، نویسنده کتاب “میراث خاکسترها” که درباره سیا است و برنده جایزه ملی کتاب شده است، گفت: اینطور که درگیری با ترامپ وجود دارد، هیچگاه چنین چیزی سابقه نداشته است. او در سخنانش به نامه سرگشاده پنج‌شنبه گذشته ۱۲ تن از مدیران اطلاعاتی و معاونان اطلاعاتی سابق آمریکا اشاره کرد که لغو مجوز امنیتی جان برنان را با انگیزه‌های سیاسی و با هدف سرکوب آزادی بیان داشته بودند. اوایل هفته هم سه مقام دیگر پای آن را امضا کردند. مقام چهارم هم جیمز وولسی، مدیر سابق سیا است که بیانیه خودش را صادر کرد. ویلیام اچ مک‌ریون، آدمیرال بازنشسته نیروی دریایی آمریکا هم پنج‌شنبه گذشته در نامه‌ سرگشاده جداگانه‌ای با برنان اعلام همبستگی کرد. او که ناظر بر عملیات کشتن اسامه بن لادن، رهبر القاعده بوده است با اعتراض به لغو مجوز امنیتی این مدیر سابق سیا نوشت: اگر گمان می‌کنید در زمانی قرار گرفته‌اید که تاکتیک‌هایتان به سبک دوره مک‌کارتیسم جواب می‌دهد و می‌توانید صدای منتقدان را خفه کنید، سخت در اشتباهید. این انتقادات تا زمانی ادامه دارد که شما رهبری شوید که برای آن سوگند خورده‌اید. ترامپ هم البته پاسخ داد و تهدید کرد تا مجوزهای امنیتی بیشتری را لغو کند که احتمالا بعدی به بروس اوهر، از مقام‌های وزارت دادگستری آمریکا می‌رسد چرا که همسر او سابقا برای شرکتی کار می‌کرد که پول تحقیقات پرونده استیل را پرداخت می‌کرد. کریستوفر استیل، افسر اطلاعاتی سابق ام‌آی ۶ انگلیس است که سابقا اطلاعاتی علیه ترامپ منتشر کرده بود. ترامپ جمعه به خبرنگاران گفت: بروس اوهر مایه شرمساری است. شاید او را خیلی زود کنار بگذارم. به نسبت سخنان آتشین پیشین رئیس‌جمهوری آمریکا علیه جامعه اطلاعاتی کشورش، می‌توان سخنان او علیه این مقام را لفاظی ولرم توصیف کرد! ترامپ لیستی از افرادی را در اختیار دارد که ظاهرا مجوزهای امنیتی آنها در دست بررسی قرار دارد. جان برنان پنج‌شنبه در مطلبی نوشت هدف ترامپ ترساندن و ساکت کردن منتقدانش است. او تاکید کرد: آقای ترامپ به وضوح از خود و نزدیک خودش ناامید شده است و به همین دلیل است که او تصمیم سیاسی مبنی بر لغو مجوز امنیتی من را اتخاذ کرد تا افراد دیگر را که ممکن است جرأت به چالش کشیدن او را داشته باشد، بترساند. اما نویسنده کتاب میراث خاکسترها می‌گوید وضعیت امنیت ملی آمریکا چیزی برای تاثیر گرفتن از ترامپ ندارد مگر اینکه او به عنوان فرمانده کل قوا عمل کند. وینر افزود: جان برنان به وضوح ترامپ را تهدیدی برای امنیت ملی می‌داند. من هم همینطور. این واقعا محل شگفتی است که ما چنین حرفی را درباره رئیس‌جمهوری ایالات متحده به زبان آوریم. از طرف دیگر ترامپ، از همه چیز و همه کس که به تحقیقات روسیه مرتبط باشند، می‌ترسد. رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا ترسیده است.

مواضع سعد حریری در قبال مناسبات لبنان و سوریه

به گزارش جهان نیوز به نقل از تسنیم، روزنامه لبنانی الاخبار در مقاله‌ای به بررسی مواضع و سیاست‌های سعد حریری نخست وزیر لبنان در خصوص مناسبات با سوریه پرداخته و این مواضع را به ویژه در زمینه طرح روسیه برای بازگشت آوارگان بررسی کرده است. الاخبار در این گزارش می‌نویسد که حریری تصور می‌کند که مسکو می‌تواند چاره‌ای برای فرار حریری از همکاری آشکار با دولت سوریه باشد، اما ناگهان با این نکته مواجه می‌شود که روسیه اعتقاد دارد نباید در پرونده هماهنگی میان لبنان و سوریه تأخیر ایجاد شود. دو هفته قبل بود که محمد زهیر خربوطلی وزیر انرژی سوریه وارد لبنان شد. این موضوع را علی حسن خلیل وزیر امور مالی لبنان در گفتگو با شبکه خبری المیادین اعلام و تاکید کرد که سوریه پیشنهادی به لبنان برای دریافت انرژی آسانتر با امکان تغذیه این کشور به 350 مگاوات انرژی برق مطرح کرده است. علی حسن خلیل ادامه داد: من در موقعیت خود به عنوان وزیر امور مالی موافقت خود را با این درخواست به سازمان برق لبنان اعلام کردم تا این طرح به اجرا گذاشته شود. البته معلوم نیست که آیا این خبر به گوش جریان المستقبل و حزب سوسیالیست ترقی خواه و حزب نیروهای لبنانی و جریان 14 مارس رسیده باشد یا نه؟ چرا که آنها مخالف هر نوع رابطه با سوریه هستند. طبعاً آنها این خبر را شنیده‌اند، اما از آنجایی که تا گردن در توطئه‌های انجام شده ضد سوریه دست داشته‌اند، ترجیح دادند سر خود را زیر برف کنند.پرونده مناسبات میان سوریه و لبنان پرونده‌ای استراتژیک است تا حدی که برخی ارکان دولت لبنان اعتقاد دارند که از طریق اظهارات تبلیغاتی یا عوامفریبانه می‌توانند تکلیف این پرونده را مشخص کنند. سعد حریری نخست وزیر لبنان از جمله این افراد است. او تلاش دارد با این پرونده به صورت عوامفریبانه و فارغ از هر نوع منطق سیاسی یا منافع ملی رفتار کند. او حتی به این مقدار نیز بسنده نکرده و تلاش دارد افکار عمومی مردم لبنان را از طریق ارائه اطلاعات غلط منحرف کند. رئیس جریان المستقبل در روز 14 آگوست اعلام کرد که با بازگشت مناسبات لبنان و سوریه به مرزهای طبیعی خود موافق نیست و این موضوع غیر قابل مناقشه است. البته وی بیش از دیگران به این نکته واقف است که مناسبات دو جانبه میان دو کشور همسایه در زمینه مبارزه با تروریسم و دشمن صهیونیستی همچنان وجود داشته و هیچگاه قطع نشده است. بلکه باید گفت طرف لبنانی همواره از طریق راهکارهای دیپلماتیک به دنبال تقویت این مناسبات بوده است. این دولت سعد حریری بود که در جولای سال 2007 با تعیین سعد زخیا به عنوان رئیس هیئت لبنانی در دمشق موافقت کرد. این در حالی است که پیش از این سمت مذکور در اختیار فرح بزی کاردار لبنان در سوریه بود. اگر لبنان تلاش داشت پیامی منفی به دولت سوریه بدهد، باید سطح نمایندگی دیپلماتیک خود را در این کشور کاهش می‌داد، نه اینکه یک دیپلمات در رتبه سفیر را به سوریه بفرستد تا نماینده این کشور در دمشق باشد. این موضوع تنها در ابعاد دیپلماتیک خلاصه نمی‌شود. هیچکس نمی‌تواند هماهنگی‌های دوجانبه میان دو کشور را نادیده بگیرد. هماهنگی‌هایی که در ابعاد امنیتی و انسانی و کشاورزی و صنعتی و انرژی برق به صورت علنی وجود دارد. در سپتامبر سال 2017 جبران باسیل و ولید معلم وزرای خارجه لبنان و سوریه با یکدیگر دیدار کرده و در رابطه با مناسبات دو جانبه بین دو کشور برادر از جمله هماهنگی‌ها و همکاری‌های سیاسی و اقتصادی گفتگو کردند. در ابتدای آگوست گذشته سزار ابو خلیل وزیر لبنانی ابراز داشت که هماهنگی‌های مستمر با وزیر انرژی سوریه برقرار است و تامین برق لبنان از طریق سوریه در دست بررسی است. همچنین پاسخ مثبت وزرای لبنانی به درخواست‌های صادر شده از سوی دولت سوریه نیز همچنان ادامه دارد. تازه‌ترین این اتفاقات مشارکت حسین الحاج حسن وزیر لبنانی در نمایشگاه بازرگانی و سرمایه گذاری در سوریه و جهان در سال 2018 بود. این وزیر لبنانی در سخنرانی خود در این مراسم از احداث چندین کارخانه مشترک میان دو کشور خبر داد که در مناطق مرزی در الهرمل و بعلبک و القاع احداث خواهد شد. همچنین تعداد دیگری از وزرای لبنانی و نمایندگان بخش خصوصی این کشور نیز در نمایشگاه بین المللی دمشق که در سپتامبر آینده برگزار می‌شود، مشارکت خواهند داشت. حتی حریری و متحدانش نیز از این واقعیت دور نیستند و برخی از آنها امیدوار هستند که بتوانند در روند بازسازی سوریه مشارکت داشته باشند. البته این موضوع نیاز به میزبانی سعد حریری از بشار اسد و دست دادن گرم او با اسد ندارد، بلکه کافی است که عباس ابراهیم مدیرکل بخش امنیت عمومی لبنان از سوی دولت این کشور به صورت رسمی مامور پیگیری پرونده آوارگان شود تا همگرایی میان دو طرف به صورت مشروع و قانونی ادامه پیدا کند. در خصوص طرح روسیه در مورد پرونده آوارگان یا دیگر مسائل، بدون اینکه دولت سوریه در محوریت این روند باشد، امکان گفتگو وجود ندارد. مسکو این موضوع را صراحتاً به حریری ابلاغ کرده است. دمشق هیچ موضوعی را جز در صورت احترام کامل به تمامیت ارضی سوریه در تمامی پرونده‌ها نخواهد پذیرفت. سوریه به دنبال پایان دادن به پرونده آوارگان و بازگرداندن آنها به داخل کشور قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 2021 است. در این شرایط توصیف آواره سوری از تمامی افراد خارج از سوریه سلب خواهد شد و تنها کسانی در انتخابات شرکت خواهند کرد که در داخل این کشور حضور دارند. به همین علت است که آمریکا و اتحادیه اروپا سعی دارند در روند بازگشت آوارگان به سوریه قبل از این مدت مانع‌تراشی کنند. حریری نیز در عرصه داخلی لبنان به دنبال همین موضوع است و بازگشت جمعی آوارگان را جز با مشارکت سازمان ملل متحد بر اساس راهکارهایی که در راستای منافع لبنان وسوریه نیست، رد می کند. رویکرد قیمومیت عربستان سعودی برای حریری برخی را به این اعتقاد کشانده است که مواضع اخیر وی در خصوص هماهنگی‌های لبنان و سوریه نشان دهنده دیدگاه‌های عربستان است. البته برخی منابع سیاسی مطلع این فرضیه را مطرح می‌کنند که احتمالا نخست‌وزیر مأمور تشکیل دولت، دیدگاههای شخصی خود را بیان می‌کند، اما با زبان ریاض سخن می‌گوید. در هر صورت ریاض در شرایط کنونی سعی دارد سیاست سکوت را در پیش بگیرد. این در حالی است که گفته می‌شود عربستان درهای سوریه را به صدا در می‌آورد، اما پاسخی نشنیده است. موضع سعد حریری با واکنش میشل عون رئیس جمهور لبنان مواجه شد. کسانی که با عون دیدار می‌کردند، به شماره روز 17 آگوست 2008 روزنامه الاخبار به نقل از وی اعلام کردند که دو طرف لبنانی و سوریه در زمان مناسب در خصوص راهکار رسمی برای بازگشایی گذرگاه نصیب به توافق خواهند رسید. در ادامه، اظهارات سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان مطرح شد که در آن برخی رهبران را نصیحت کرده بود که موضوع مناسبات با سوریه را دنبال کنند. وی از این رهبران خواسته بود که خود را پایبند مواضعی نکنند که در آینده از آن عقب‌نشینی خواهند کرد. نکته قابل توجه در این جا است که عون و نصرالله بین دو موضوع تشکیل دولت لبنان و پرونده مناسبات با سوریه تفکیک قائل شده‌اند. این برخلاف دیدگاه حریری است که معتقد است موضوع دوم باعث از بین رفتن موضوع اول خواهد شد. منابع سیاسی مطلع توضیح می‌دهند که هدف از اظهارات عون و نصرالله این است که اینگونه تصور نشود که در کشور دیدگاه واحدی در خصوص عدم مناسبات با سوریه وجود دارد. البته بر اساس اعلام این منابع ، منافع اقتصادی لبنان ایجاب می‌کند که مناسبات این کشور با سوریه تقویت شود.