آقای بازیگرِ ما حاجی واشنگتن است، ناصرالدین شاه است، قربان سالار است، مش حسن است، آقای بازیگرِ ما تا همیشه عزت ا… انتظامی است که چهره‌اش، صدایش و خاطره نقش‌هایش، حافظه سینما را تا ابد پر کرده، مست کرده است و گیج از آن همه شور، خلاقیت و چندین و چند چهره پر رنگ که کافیست چشم بربندیم و تصورشان کنیم تا یک به یک از جلو نظرمان بگذرند…لاله زار، کوچه برلین، تماشاخانه کشور؛ تابستان ۱۹۴۱، شهریور ۱۳۲۰، آغاز فعالیت هنری‌اش بود؛ آقای بازیگر از تئاترهای لاله زار شروع کرد و به گفته خودش، از مردم کشورش نیرو گرفت. بزرگ مردی که توانست ۶ دهه، تئاتر و سینمای ایران را بارها و بارها به وجد بیاورد و به شگفتی فرو برد، چنان که انگشت به دندان گزیده و به خود بالیده باشیم که ستاره ای چنین درخشان بر آسمان هنرمان تکیه زده است.آقای بازیگرِ ما حاجی واشنگتن است، ناصرالدین شاه است، قربان سالار است، مش حسن است، آقای بازیگرِ ما تا همیشه عزت ا… انتظامی است که چهره‌اش، صدایش و خاطره نقش‌هایش، حافظه سینما را تا ابد پر کرده، مست کرده است و گیج از آن همه شور، خلاقیت و چندین و چند چهره پر رنگ که کافیست چشم بربندیم و تصورشان کنیم تا یک به یک از جلو نظرمان بگذرند…

یک عمـر با عـزت

چه جمعه ای بود که گذشت و سینما چه داغدار است این روزها؛ صحنه تئاتر برای او دلتنگ است و پرده نقره ای، خاموش، سر به گریبان فرو برده است لابد و جامعه سینما، سیاه پوش، بر پیکر بی جان آقای بازیگر ایستاده است و ناله سر می دهد. اشک است و دلتنگی برای مردی که جانِ بازیگری بود؛ چهره ای ماندنی برای تمام دوران ها. صبح جمعه هم آفتاب مثل همیشه می تابید اما چیزی از جهانم کم شد وقتی که چشم گشودم و دیدم تمام صفحات مجازی پر شده‌اند از عکس آقای بازیگر. راستی صفحات مجازی در روزهای تنهایی او کجا بودند؟

چرا درباره اش حرف نمی‌زدیم؟ چرا هرازگاهی به یاد یکی از چندین و چند نقش ماندگارش نمی افتادیم و دست کم بین خودمان در همین دهکده های کوچک مجازی، درباره اش حرف نمی‌زدیم؟! کجاییم ما که یکباره بعد از بدرود، زبان به درود می گشاییم اما دیگر برای شنیدن انعکاس صدای خودمان هم دیر شده است. مرحوم عزت ا… انتظامی – چه دردناک است استفاده از عبارت مرحوم برای عزت سینما- این اواخر کم کار شده بود؛ کمردرد آزارش می داد، گفته بود: «از ناحیه کمر، درد زیادی دارم که حرکت کردن برایم مشکل شده است؛ دايم در خانه هستم و پزشک معالجم وضعیتم را زیر نظر دارد. بیشتر وقتم همچنان به مطالعه می‌گذرد». او ساعت چهار صبحِ روز گذشته در ۹۴ سالگی و پس از هشت سال دوری از پرده نقره ای، در بیمارستان «باهنر تهران» درگذشت. با شنیدن این خبر مدام ابیاتی از این غزل سعدی در سرم می چرخد:

یک عمـر با عـزت

  • بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
    داند که سخت باشد قطع امیدواران
    با ساربان بگویید احوال آب چشمم
    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
    نقش‌هایی ماندگار تا ابد

مرگ چنین است؛ دهانش را چون سیاه چاله‌ای عمیق می گشاید و به ناگاه تمامِ هستی انسان را در خود می کشد و سپس محو می شود. از هرکسی خاطره ای می ماند، طرحی، رنگی یا نقشی در ذهن مردمانی که به او وابسته بودند. عزت‌ا… انتظامی، یک چهره بود تکثیر شده در صدها نقش و هیبت و ماندگار در اذهان ملت ایران. اگر به جست‌وجو برآییم حتما می بینیم که تکه ای از او در یک گوشه ای از جان‌مان نشسته است.

یک عمـر با عـزت

در ذهن بسیاری از ما حتما «مش حسن» جا خوش کرده است با آن سر به دیوار کوبیدن های جنون آسایَش، در ذهن برخی دیگر شاید پدر «دکتر سپیدبخت» باشد با چهره ای مستاصل و ملتمس. «قربان سالار» را به یاد می‌آوریم، شاید با آن گریم سنگین و نقشی به شدت منفی. « دن کورلئونه» ایران را، «رضا» در فیلم «حکم»، خوب خاطرمان است؛ به عقب تر بازگردیم، «اجاره نشین ها» و «عباس آقای سوپرگوشت» را به یاد بیاوریم، آن طنین عجیب صدا که استادانه از گلوی آقای بازیگر برمی خواست، سال‌هاست به عنوان صدای یک گوشت فروش کلاش، در ذهن ما نشست کرده است. بازگردیم به اولین همکاری اش با علی حاتمی در اثر درخشان «حاجی واشنگتن» که هیچ کس جز او نمی توانست روایتگر داستان غم انگیز «حسینقلی خان صدرالسلطنه» باشد که موقعیت کمیکش هرچه پیش رفت، غمبارتر شد. این دیالوگ مشهور «حاجی واشنگتن» با صدای غرای انتظامی در خاطر بسیاری از ما ثبت شده است: «فکر و ذکرمان شد کسب آبرو، چه آبرویی؟ مملکت‌رو تعطیل کنید. دارالایتام دایر کنید درست تره! مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید! قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می کند، نفوس حق النفس می‌دهند! باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم!».

آثار درخشان او به قدری فراوان است که می‌توان درباره هرکدام از آن ها ساعت ها نوشت و گفت و از هر حرکت چهره و حنجره اش آموخت. استاد صحنه های تئاتر، استادِ ایستادن جلوی دوربین در هر نقشی که فکرش را بکنید. به راستی که لقب آقای بازیگر، برازنده‌اش است. او با برجسته ترین کارگردانان سینمای ایران همچون «داریوش مهرجویی»، «مسعود کیمیایی»، «ناصر تقوایی» و «محسن مخملباف» کار کرده است. عزت ا… انتظامی را می‌توان یکی از پرکارترین بازیگران تاریخ سینمای ایران دانست اما در میان تمام این آثار، کمتر کاری است که ضعیف باشد، چراکه آقای بازیگر در انتخاب نقش، سختگیر بود. او خود در این باره گفته است: «خوشبختانه هنر یک خاصیتی دارد که با پول و این چیزها نمی شود آن را به دست آورد… آدم باید واقعی زندگی کند و عاشق کارش باشد. نه پول می تواند خوشبختی بیاورد، نه شهرت. شهرت آدم آرامش آدم را می گیرد. من خوشحالم که سلامت بودم و سلامت زندگی کردم.

درخشان‌ترین آثار آقای بازیگر

«واریته بهاری»، به کارگردانی پرویز خطیبی، محصول سال ۱۳۲۸، اولین فیلم سینمایی است که عزت ا… انتظامی در آن به ایفای نقش پرداخت. داستان فیلم شامل ۶ ماجراست، بی‌آنکه موضوع آن‌ها به هم مربوط باشد. یکی از ماجراها مربوط به «میرزا خنده‌رو» است که کارش به بیمارستان می‌کشد و تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد و در‌حالی‌که یکایک اعضای بدنش بریده می‌شود اما خنده‌اش قطع نمی‌شود.

یک عمـر با عـزت

دومین ایفای نقش او در شاهکار «گاو» ساخته داریوش مهرجویی بود که در سال ۱۳۴۸ ساخته شد. این فیلم همچنان یکی از مهم‌ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است و از اولین فیلم های ایرانی بود که در اروپا مورد توجه منتقدان قرار گرفت و توانست جایزه جشنواره فیلم ونیز را در سال ۱۹۷۱ از آن خود کند. این فیلم که براساس داستان «عزاداران بَیَل»، نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده است، یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین نقش های عزت ا…انتظامی را رقم زد. بازی درخشان آقای بازیگر در این فیلم، خیره کننده است و با گذشت سال ها از ساخت آن، هنوز برای فیلمسازان و بازیگران، همانند کلاس درس است و می توان از آن چيزهاي بسیاري آموخت. همه امید زندگی مش حسن به تنها گاوی است که در طویله اش دارد و از وجود آن علاوه بر امرار معاش خانواده خود، افراد روستا را نیز بهره‌مند می‌كند. همه این مسائل باعث شده‌است که مش‌حسن دلبستگی خاصی به این گاو داشته باشد. اما روزی که مش حسن به شهر رفته، گاو به علت نامشخصی می‌میرد و افراد روستا با موافقت همسر مش حسن نعش گاو را در چاه روستا می‌اندازند و پس از بازگشت مش‌حسن وانمود می‌کنند که گاو گریخته‌است ولی او باور نمی‌کند و اعتقاد دارد گاو را اهالی روستا به قتل رسانده‌اند. از آن پس حالش دگرگون می‌شود و خود را گاو می‌پندارد. کوشش و پند و نصیحت بزرگان و ریش‌سفیدان روستا، چاره‌ساز نمی‌شود و سرانجام کدخدا و مش اسلام تصمیم می‌گیرند او را برای مداوا به شهر ببرند؛ ولی در میانه راه مش حسن می‌گریزد و در دره‌ای سقوط می‌کند و به سرنوشت گاوش دچار می‌شود.

یک عمـر با عـزت

عزت ا… انتظامی با ایفای نقش در این فیلم و ارائه آن بازی درخشان، قدم در راهی گذاشت که سال ها بعد توانست او را به مقام آقای بازیگر برساند. پس از آن در فیلم‌های بسیاری همچون «آقای هالو»، «بی‌تا»، «پستچی»، «ستار خان»، «قیامت عشق»، «شیر خفته»، «ملکوت»، «این گروه محکومین» و «دایره مینا» پیش از انقلاب و «مدرسه ای که می‌رفتیم»، «حاجی واشنگتن»، «خانه عنکبوت»، «کمال الملک»، «چندان»، «اجاره نشین ها»، «شیر سنگی»، «سایه خیال»، «بانو»، «خانه خلوت»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «بازیچه»، «روز فرشته»، «جنگ نفتکش ها»، «روز واقعه»، «روسری آبی»، «طوفان»، «باد و شقایق»، «کمیته مجازات»، «طهران روزگار نو»، «میکس»، «سایه روشن»، «خانه ای روی آب»، «گاوخونی»، «دیوانه‌ای از قفس پرید»، «جایی برای زندگی»، «حکم»، «مینای شهر خاموش»، «شب»، «آتش سبز»، «زادبوم»، «چهل‌سالگی» و «راه ابریشم» به ایفای نقش پرداخت.

در ادامه به شرح تعدادی از ماندگارترین نقش‌های او می پردازیم:

هالو

یک عمـر با عـزت

پس از نقش «مش حسن» در فیلم «گاو» که پیشتر به آن اشاره شد، نقش عزت ا… انتظامی در فیلم «هالو» یکی از پرقدرت‌ترین بازی های او را نشان می دهد. این اولین و آخرین باری است که عزت ا… انتظامی در دو نقش در یک فیلم ظاهر شده است. ایفای دو نقش «بنگاهدار» و «فتح ا…خان» در این فیلم بر دوش عزت ا… انتظامی بود و اگرچه شاید نقش هایی محوری محسوب شوند اما قدرت بازیگری او را به رخ می کشند. پس از «گاو»، این دومین همکاری انتظامی با داریوش مهرجویی است. او برای این فیلم برنده مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.

حاجی واشنگتن

یک عمـر با عـزت

بازی در این فیلم، اولین همکاری عزت ا… انتظامی با علی حاتمی است که به شرح داستان زندگی حسینقلی خان صدرالسلطه، اولین سفیر ایران در بلاد آمریکا می پردازد. از سختی‌های این نقش می ‌توان به مشکلات مالی اش همراه با پنج ماه اقامت در ایتالیا اشاره کرد. گفته می شود حاتمی فیلم نامه هر سکانس را شب قبلش می‌ نوشته و از ‏زیر در بسته اتاق انتظامی در هتل، به او می رسانده است.

کمال الملک

یک عمـر با عـزت

عزت ا… انتظامی با بازی در نقش ناصرالدین در این فیلم، یکی از متفاوت ترین نقش های خود را رقم زد. این نقش بر خلاف نقشش در فیلم بعدی با نام «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، بسیار عبوس و جدی است. او خود در مصاحبه ای در رابطه با این نقش بیان کرده است: «شادترین عیدی که در زندگی‌ام گذراندم مربوط به فیلم «کمال‌الملک» علی حاتمی است که در آن فیلم کنار سفره هفت سین نشستم، عیدی دادم و خندیدم. در تمام دوران زندگی‌ام روزهای خوبی در نوروز نداشتم و معمولا در خانه با همسرم تنها بوده و کتاب می‌خوانم اما اوایل دهه ۶۰ که «کمال‌الملک» را کار کردیم و نقش ناصر‌الدین شاه را بازی می‌کردم نوروز بسیار باشکوهی بود. نوع تلفظ دیالوگ های حاتمی در این فیلم فرم شنیداری مخصوصی ایجاد کرده است که هیچ گاه از خاطر تماشاگران این فیلم ماندگار پاک نمی شود».

اجاره نشین ها

یک عمـر با عـزت

سومین همکاری انتظامی و مهرجویی، باز هم به یک شاهکار ماندگار بدل شد؛ اجاره نشین‌ها. «عباس آقای سوپرگوشت» اجاره نشین ها نماینده قشری از جامعه است که دارد به تخریب آن می پردازد و خود در بطن خطر این تخریب قرار دارد. نماینده ای که مباشر و نماینده صاحب متوفای محل زندگی اجاره نشین ها هم هست و بی توجهی او که قصد تصاحب خانه را دارد، باعث می‌شود تا به رغم تلاش‌های دیگر ساکنان، کار از کار بگذرد و خانه بر ساکنانش فروریزد. آقای بازیگر برای این نقش کاندیداي لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره پنجمین جشنواره فیلم فجر شد.

ناصرالدین شاه آکتور سینما

یک عمـر با عـزت

در این اثر، روی دیگری از انتظامی می بینیم. او این بار توانسته ناصرالدین شاه را از نقشش در کمال الملک کاملا جدا کند و در مقام انسانی با موقعیت های کمیک قرار دهد. شاه قاجاری که مخالف سینماست و خودش فیلم‌ها را سانسور می‌کند، عاشق یکی از هنرپیشه‌های داخل فیلم «دختر لر» می‌شود و برای آنکه به معشوق برسد، حکومت را رها می‌کند و به دنبال سینما می‌رود. این دومین نقش انتظامی است که بار کمدی دارد و اجرای درخشان آن لوح تقدیر دهمین جشنواره فیلم فجر را برای او در پی داشت.

هامون

یک عمـر با عـزت

در این فیلم اگرچه خسرو شکیبایی، یکی از بی نظیرترین بازی های خود را ارائه می دهد اما عزت الله انتظامی نیز توانسته نقشی ماندگار از خود برجای بگذارد. «محسن دبیری»، وکیل «حمید هامون است که نمایانگر طبقه دلالی است که می خواهند نقش حمایت از طبقه پایین را ایفا کنند اما در جهت اهداف طبقات بالا می کوشند. این شخصیت در طول فیلم در راستا جدایی «حمید هامون» از همسرش می کوشد. سکانسی در فیلم هست که دبیری به خانه خالی از اثاثیه هامون می رود و با خسرو شکیباییِ پوشیده در حوله سفید حمام و شیشه نوشابه ای نیمه خالی در دست یک سکانس درخشان و به یاد ماندنی را بازی می‌کنند. در برخی از نقل قول ها آمده است که حجم بالایی از این سکانس حاصل بازی بداهه، هماهنگ و بی نظیر این دو ستاره در کنار یکدیگر است.

روز فرشته

یک عمـر با عـزت

عزت الله انتظامی با ایفای نقش نیت الله در این فیلم توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را در دوازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر از آن خود کند. نیت الله مردی ثروتمند و خسیس که در جریان فیلم باید نقش یک روح سرگردان را بازی کند. اسم او نشان دهنده فرجامی ست که در باید در انتهای داستان با هدایت هدایت الله رقم بزند.

بانو

یک عمـر با عـزت

انتظامی با گریمی سنگین و بازی بدنی فراوان، مقابل دوربین داریوش مهرجویی ظاهر می شود؛ به گونه ای که ممکن است مخاطب در ابتدای فیلم او را به درستی نشناسد. «قربان سالار» که به واسطه خویشاوندی باغبان مهمان بانو شده است، کم کم شروع به دزدی و غارت خانه بانو می‌کند. شخصیت پیچیده و مبهم او که کم کم نقاب از چهره بر می دارد با بازی قابل قبول انتظامی به یک نقش محوری تبدیل شده است.

روسری آبی

یک عمـر با عـزت

عزت ا… انتظامی در نقش «رسول رحمانی»، مالک یک مزرعه گوجه فرنگی که کارخانه ای هم در کنار آن دارد، مقابل دوربین رخشان بنی اعتماد رفت. «نوبر کردانی» با بازی فاطمه معتمد آریا برای کار به این مزرعه می آید و این شروع یکی از عاشقانه‌های ماندگار سینمای ایران است. میمیک آشنای معصوم و جاافتاده چهره انتظامی در به تصویر کشیدن عشق دوران کهنسالی نقش زیبایی ایفا کرده است. بغضی که در گلو و صدای او می پیچد و اشکی که بر زمینه چشم های بانفوذش می نشیند دیگر تصویری آشنا و محبوب برای ماست. این یکی از دوست داشتنی ترین کاراکترهایی است که انتظامی بازی کرد اما با کمال تعجب در سیزدهمین جشنواره فجر برای بازی این نقش ماندگار حتی کاندید جایزه ای هم نشد.

خانه ای روی آب

یک عمـر با عـزت

بازی در این فیلم توانست سیمرغ بهترین بازیگر نقش دوم مرد را در بیستمین جشنواره فیلم فجر، برای عزت ا… انتظامی به همراه داشته باشد. بازی شگفت برانگیز او در نقش پدر «دکتر سپید بخت» از یادها نخواهد رفت؛ پیرمردی با گذشته ای که در ظاهر به آن می بالد اما در باطن نتیجه اش را نمی‌پسندد و نمی پذیرد. فردی مستبد که در درون به شدت عاطفی است. انتظامی یک بار در مصاحبه با فرزاد حسنی گفته بود بزرگ‌ترین آرزویش این است که فرزندانش بدون اینکه با او کاری داشته باشند زنگ بزنند و از او بی ریا و صمیمی بپرسند: چطوری؟

ایفای نقش انتظامی در تلويزیون

یک عمـر با عـزت

اگرچه شاید بسیاری عزت ا… انتظامی را تنها در سینما بشناسند، اما او یکی از خبره ترین بازیگران تئاتر است و تله تئاترهای درخشانی از او دیده ایم که از جمله آن ها می‌توان به «از خود گریخته»، «پیک‌نیک»، «انفجار»، «گاو»، «دیدار»، «عروس»، «گوهر شب چراغ» و «یک کلاغ چهل کلاغ» اشاره کرد. در این بین البته باید به یکی از درخشان ترین بازی های او در مجموعه تلويزیونی «هزاردستان»، شاهکار علی حاتمی اشاره کرد. این سریال به داستان زندگی رضا خوشنویس، که شخصیتی تخیلی مبتنی بر شخصیتی تاریخی به‌نام کریم دواتگر است، و نظریه توطئه‌ای مبنی بر دست داشتن شخصیتی به نام خان مظفر در وقایع پشت پرده سیاسی و اجتماعی ایران در دوران قاجار و پهلوی می‌پردازد.

عزت ا… انتظامی در این فیلم در نقش خان مظفر ایفای نقش می کند (خود هزاردستان؛ آدمی ظاهر‌الصلاح که در پشت پرده تمام اتفاقات سیاسی – اجتماعی روز نقش دارد و برگرفته از شخصیت عبدالحسین میرزا فرمانفرماست اما به گفته حاتمی، چکیده همه خاندان‌های حکومتگر در ایران است).

منبع :قانون

نوشته مروری بر درخشان ترین آثار آقای بازیگر اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.